‏ آشنايی با برخی از صنايع دستی ايران‏‏

رشته جهانگردی ‏‎–‎‏ مدرس دانشگاه ‏‎–روشن بابائی همتی‏



صنايع دستي ايران از لحاظ تنوع و گوناگوني , در رأس همه كشورهاي ‏جهان قرار دارد و تنوع آن به 150 رشته مي رسد. اما در اين مختصر , تنها به ‏معرفی بيشتر چند رشته هنری كه در مجموع از اهميت بيشتری برخوردارند ‏مي پردازيم : ‏

الف ـ زير اندازهاي سنتي : ‏
بي شك در مجموعه صنايع دستی و هنرهاي سنتی ايران , زيراندازها ‏جايگاه شايسته اي دارند.‏ ‏



         ‏1 ـ گليم و گليم بافي در ايران : ‏ ‏
   اگر چه تاريخ دقيق آغاز گليم بافي در هاله اي از ابهام قرار دارد , اما آثار و ‏مدارك به دست آمده از آن جمله بقايايي از يك گليم , متعلق به 6000 سال ‏قبل از ميلاد مكشوف در آناتومي تركيه , مؤيد آن است كه اين هنر از هزاران ‏سال پيش رواج داشته است . براي بافت گليم , از دارهاي عمودي و افقي ‏استفاده مي شود و ابزار كار نيز شامل شانه (دفتين), كارد و يا قيچي است ‏‏. ‏

         ‏2 ـ قالي و قالي بافي در ايران : ‏ ‏
         با كشف «قالي پازيريك» به سال 1949 م به همت «رودنكو» باستان ‏شناس روس, در «بي اسك» در منطقه آلتايي نواحي جنوبي سيبري , كه ‏طرحها و نقوش آن , عيناً در ديگر آثار ايراني چون بناي تخت جمشيد نيز به ‏چشم مي خورد, بنا بر نظر هنرشناسان در ايران يافته شده و متعلق به ‏حدود 500 سال قبل از ميلاد يعني دوره هخامنشي است, در اين نكته ‏كوچكترين ترديدی باقی نماند كه زادگاه هنر بي همتای قالی بافی , ايران ‏بوده است. ‏



‏ ب ـ فلز و فلز كاري : ‏ ‏
آثار فلزي مربوط به هزاره چهارم و پنجم قبل از ميلاد كه از «تپه سيلك» ‏كاشان به دست آمده و به عنوان كهن ترين اشياء مسي شناخته شده , ‏گواهي است بر پيشينه و قدمت ديرينه فلزكاري در ايران . ‏ ‏

         ‏1 ـ قلمزني : ‏
هنر تراش, نقر, ايجاد و انتقال طرحها و نقشهاي سنتي بر فلز در اثر ضربات ‏چكش بر قلمهاي مختلف را «قلمزني» مي گويند .    ‏

         ‏‏2 ـ مليله كاري : ‏ ‏
         مليله كاري حاصل كار طلايا نقره اي است كه به صورت مفتولهاي باريكي در ‏آمده , ولي با صرف وقت و دقت بسيار و مهارت و هنرمندي مليله كار , بر ‏مبناي شي ء يا محصول مورد نظر و با بهره گيري از طرحها و نقوش سنتي ‏به هم پيوند و ارتباط يافته اند . ‏

         ‏3 ـ مينا كاری : ‏
      اگر چه هنر ميناكاری ايران, پيش از قرن دهم قمري نمونه هاي قابل ‏ملاحظه اي از لحاظ تعداد بر جاي نمانده است , اما آنچه كه از بررسی ‏معدود آثار باقی مانده و نظرات محققان به دست مي آيد آن است كه ‏سابقه ميناكاری در ايران به هزاره دوم پيش از ميلاد مي رسد. ‏ ‏

‏‏         4 ـ ساخت زيور آلات : ‏ : ‏
   ساخت زيورآلات در ايران از دوره مادها و از هزاره دوم پيش از ميلاد مرسوم ‏و متداول بوده , ولی امروزه زيباترين و كامل ترين زينت آلات از نظر طرح و ‏نقش , ظرافت و زيبایی و دقت , از آن تركمنهاست. ‏

‏ ج ـ هنرهاي چوبي : ‏

‏‏‏         ‏1 ـ خاتم سازی : ‏ ‏ :
      خاتم هنر آراستن سطح اشياء چوبي , به صورتي شبيه موزاييك با مثلثهاي ‏كوچك , سه پهلو برابر يا دو پهلو برابر چوبي , استخوانی يا فلزي است كه ‏لااقل از حدود 400 سال پيش به اين سو , در برخی از شهرهاي كشورمان و ‏بيشتر در شيراز و اصفهان رواج داشته و دارد ‏ .

‏‏‏         ‏‏2 ـ منبت كاری چوب : ‏
      يكي از ظرايف صنايع دستي ايران كه چونان ديگر انواع اين «هنر ـ صنعت» ‏پر پيشينه , سرشار از شگفتيهاي هنري است و دست اندركاران آن از مواد ‏اوليه ارزان و فراوان , محصولات گرانبها و هنري بسيار جالب به وجود مي ‏آروند, «منبت كاري» است. ‏

‏‏‏         ‏‏‏ 3 ـ معرق روی چوب : ‏ ‏
      هنر معرق روی چوب يكی ديگر از رشته هاي صنايع دستی چوبی است كه ‏اگر چه طبق اسناد و مدارك موجود در هنر پديد آمد, اما از روزگاران بسيار ‏دور به ايران راه يافت و هنرمندان و صنعتگران ايرانی تكميل كننده و ‏گسترش دهنده آن بوده اند . ‏

‏ ‏ د) شيشه گري : ‏ ‏ ‏
در تعريف شيشه گفته شده است : «شيشه جسمی است شفاف و حاكي ‏ماوراء و شكننده ,شيشه مخلوطی است از سليكاتهاي قليايی كه از ذوب و ‏سپس شكل دادن آنها با دست يا قلب , پديد مي آيد و از آنجا كه شيشه ‏دارای شكل هندسی نيست , مي توان آن را به شكلهای دلخواه در آورد». ‏ ‏ ‏

‏ ‏ هـ) سفالگري و سراميك سازي: ‏‏ ‏ ‏
در تعريف شيشه گفته شده است : «شيشه جسمي است شفاف و حاكي ‏ماوراء و شكننده ,شيشه مخلوطي است از سليكاتهاي قليايي كه از ذوب و ‏سپس شكل دادن آنها با دست يا قلب , پديد مي آيد و از آنجا كه شيشه ‏داراي شكل هندسي نيست , مي توان آن را به شكلهاي دلخواه در آورد». ‏ ‏ ‏ ‏

‏‏‏          ‏ ‏ مرواريد بافي : ‏
       مرواريد بافي يكي از رشته هاي صنايع دستي است كه طي چند سال اخير ‏در استان گيلان رواج يافته است . مرواريد يك نوع چوب تركه يي است كه از ‏اطراف تهران , كرج,سولقان , بهار همدان , ملاير, مراغه تهيه مي شود. مرواريد بافان پس از تهيه ي تركه از مناطق فوق آن را انبار نموده ‏و به تدريج پس از گرفتن زوائد آن , تركه ها را از طول به سه يا چهار قسمت ‏تقسيم نموده و آن را در باتيلهاي مخصوصي با آب مي جوشانند و لايه ي ‏رويي آن را مي گيرند و پس از خشك شدن جهت بافتن از آنها استفاده مي ‏كنند. مرواريد دارايويژگيهاي خاص خود مي باشد. پس از بافتن مرواريد بايد ‏آنرا نزديك به 48 ساعت در معرض آفتاب بگذارند و اين كار بدين جهت انجام ‏مي گيرد كه بر اثر تابش نور آفتاب به تركه هاي مرواريد, رنگ آنها روشن تر ‏شده و به رنگ طلايي در آيد. در مراريد بافي علاوه بر تركه هاي مرواريد , از ‏مواد ديگري مانند تخته ي سه لائي , انواع ميخ , روغن جلا و مفتولهاي ‏سيمي نيز استفاده مي شود و ابزار آلات توليد مرواريد عبارتست از : اره , ‏رنده, چكش , انبردست , گاز انبر و قيچي باغباني. ‏
مركز اصلي فعاليت دست اندركاران اين صنعت اطراف آستانه ي اشرفيه و ‏مخصوصا قريه ي كوركا , مي باشد و بطور پراكنده در مناطق ديگر استان ‏گيلان از جمله اطراف بندر كياشهر و در صيقلان بازار جمعه نيز ديده مي شود.‏

‏‏‏          ‏ ‏ قلابدوزی : ‏ ‏
      قلابدوزي يكي از دوختهاي غني و زيبايي ايراني است كه سابقه اي بس ‏طولاني داشته و سابقه آنرا 330 تا 550 سال قبل از ميلاد دانسته اند ‏حفاريهاي لولان در منتهي اليه شرق ايران پرده از ابهامي كه در رواج كامل ‏اين هنر در ايران بر ميدارد بر حسب نوشته سيدويندوس,اسقفكلرمن, ‏منسوجات بافت ايران در قرن پنجم ميلادی به تمام مغرب زمين تا گل مي ‏رفته است و با آنكه مشكل است كه پارچه از آنطمان باقي مانده باشد ‏معهذا بيشتر از 60 قطعه نموه پارچه هاي ساساني در موزه هاي دنيا ‏موجود است كه معرف ترقی اين هنر در آن دوره و براي متخصصين فنی و ‏محققين راهنمای خوبی مي باشد. ‏

‏‏‏          ‏ ‏‏ قلاب : ‏ ‏ ‏
      وسيله اي است فلزي و تا حدودي شبيه به قلاب معمولي با اين تفاوت كه ‏نوك آن بر خلاف ساير قلابها ني است و فاقد انحناي قلاب هاي عادي مي ‏باشد و در عوض داراي يك بريدگي مورب در فاصله پنج ميلي متري نوك ‏قلاب است اين وسيله كه متشكل از ميله اي تقريبا 7 سانتي متري در انتها ‏به سطحي قاشق مانند با ضخامت تقريبي 5 ميلي متر ختم مي شود و ‏داراي دسته اي خراطي شده مي باشد . انواع قلابدوزي : ‏.

         ‏         ‏1-قلابدوزي به شيوه ساده ‏
         ‏         ‏2 ـ قلابدوزي به شيوه ضخيم دوزي برجسته ‏ ‏
         ‏         ‏3 ـ قلابدوزي به شيوه مدرن ‏


‏‏‏ ‏ ‏ حصیر : ‏
حصير بافي يا بافت بوريا يكي از قديميترين صنايع دستي و شايد كهنه ترين ‏آنهاست. نمونه هاي بدست آمده در بين النهرين و آفريقا گواه آنست كه ‏حصير بافي و سبد بافي منشا نه فقط نساجي , بلكه سفالگري يا كوزه ‏گري نيز بوده و اسناد و مداركي در دست است كه نشان مي دهد نخستين ‏زيراندازهاي بشري از ني و گياهاني كه در باتلاقهاي سفلاي بين النهرين ‏مي روئيده, تهيه شده و اولين سرپناه ها پس از زندگي در غارها به كمك ‏حصير و ني پديده آمده است . ‏

‏‏‏ ‏ مراکز تولید: ‏
در استانهاي سيستان وبلوچستان , خوزستان , كردستان, هرمزگان , ‏بوشهر , كرمان , يزد , فارس , مازندران , گيلان و تهران حصير بافي در ‏خوزستان , خراسان و آذربايجان شرقي سبد بافي در گيلان مرواريد بافي و ‏چم بافي رايج است.‏

‏‏‏ ‏ ‏ انواع مواد اوليه مصرفي : ‏‏
مواد اوليه مورد مصرف حصيربافان نقاط مختلف ايرانبه نسبت تنوع محيط ‏جغرافيايي كشور مختلف و بيشتر عبارت است از : برگ درخت خرما (پيش) , ‏برگ درخت خرماي وحشي نر (برگ) , برگ درخت خرماي وحشي ماده (داز) ‏ساقه هاي ني باتلاقي مناطق گرمسيري خوزستان , ساقه هاي ني ‏باتلاقي مناطق سردسير اطراف درياچه زريوار نزديك شهر مريوان ساقه ‏هاي ني باتلاقي مردابهاي انزلي (لي يا ليغ) ساقه هاي گندم در استان ‏هاي زنجان و آذربايجان ساقه هاي ني خودروي اطراف رودخانه هاي استان ‏فارس (مور) ساقه هاي ني باتلاقي اطراف درياچه ها مون در نزديكي زابل ‏تركه بيد در استانهاي تهران و مازندران و روستاهاي مراغه و ساقه هاي ني ‏خود روي اطراف جويهاي آب (ني باغي) . ‏

‏‏‏ ‏ ابزار حصير بافي : ‏ ‏
ابزار و وسايل مورد استفاده در حصير بافي بسيار محدود بوده و از تعدادي ‏ابزار و ابتدايي نظير داس,انواع كارد , سوهان , درفش , قيچي , سوزن و ... ‏تجاوز نمي كند.‏

‏‏‏ ‏ ‏ سكه دوزي : ‏ ‏
سكه دوزي يكي از هنرهاي دستي بلوچستان است كه عموما خانواده هاي ‏بلوچ از آن جهت تزئين رويه ي رختخواب يا زينت گردن شتر در موقع عروسي ‏استفاده مي كنند و اغلب جهت زينت اطاق نيز به ديوار مي آويزند.‏

‏‏‏ ‏ ‏سوزن دوزي : ‏ ‏ ‏
باز هم بلوچستان , اين خطه ي گسترده و خشك , با مردمان سخت كوش و ‏خستگي ناپذيرش خاستگاه يكي از ظريف ترين هنرهاي دستي ايراني نيز ‏هست و آنچه ساكنان اين منطقه از ديرباز پيشكش ساير هموطنان خود و ‏نيز ساكنان دسگر نقاط جهان كرده اند . تلفيقي صميمانه از صبر و هنر زنان ‏و دختران هنرمندي است كه در هيات سوزندوزي هايي ظريف و جذاب ‏متجلي است. ‏
سوزن دوزي تنها به بلوچستان ختم نمي شود: ‏
ارزنده ترين صنعت دستي مهان كه در 42 كيلومتري شهرستان تبريز واقع ‏شده , سوزندوزي است. ‏

‏‏‏ ‏ سكمه دوزي : ‏ ‏
سكمه دوزي عبارت است از بيرون كشيدن تعدادي تار يا هر دو از نقطه يا ‏نقاط معين از پارچه پر كردن جاي آنها با سوزن دوزي بطوريكه نقش از آن ‏پديد آيد جاي بريدن نخها را با رديفهاي فشرده و ظريف بخيه دوزي شده حفظ ‏مي كنند و با گلدوزي اضافي در جائي كه نخهايش بيرون كشيده شده نقش ‏ستاره اي را نمايان مي سازند.‏

بامبو : ‏
بامبو كه در زبان فارسي به ني خيزران شهرت دارد, گياهي است كه در ‏دامنه كوهها و تپه هايي كه داراي رطوبت 65 تا 90 درصد باشد روئيده يا ‏كشت مي شود . ‏



پاپوشهاي سنتي : ‏ ‏
مناطق كوهستاني كردستان و باختران و گذرگاههاي صعب العبور آن ها , ‏كم بودن راههاي ارتباطي ماشين رو , نوع معيشت مبتني بر دامداري و ‏كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز ‏‏(كه فصلهاي كار هستند) پا افزاري را مي طلبد كه سبك راحت مقاوم خنك و ‏در عين حال ارزان باشد و خود عشاير , روستائيان و جواع مشهري و جوامع ‏نيمه شهري با امكانات موجود در منطقه قادر به توليد آن باشند . ‏

چاروق‏ ‏
چاروق يا چارق نوعي پايپوش قديمي و پاي افزار دهقانان است كه بندها و ‏تسمه هاي بلند دارد و بندهاي آنرا به ساق پا مي پيچيند كه اصطلاحا به آن ‏شم , پا تا به و پالييك نيز گفته مي شود در سالهاي اخير تا حدودي جنبه ‏هاي مصرفي خود را از دست داده و توليد آن بيشتر جنبه تزئين دارد ولي ‏هنوز كم و بيش در اكثر مناطق روستائي كشور توليد مي شود. ‏


روشن بابائی همتی